رای دادگاه تجدیدنظر :
دادنامه تجدیدنظر خواسته بشماره ... مورخ ... صادره از شعبه ... دادگاه عمومى حقوقی تهران كه بر بطلان دعوى ابتدایی ابطال راى داوری مورخ ... بشرح بازتاب یافته در مندرجات آن اشعار دارد مالا مغاير بين با قانون و مدارک ابرازى بوده و تجديدنظرخواهی طرح شده با توجه به مفاد لايحه اعتراضيه وارد و به عقيده این محكمه دادنامه مبحوث عنه شایسته تابيد نمیباشد زیرا دعوى بطلان راى داورى در محاكم قضائى منوط به ابراز آن در مواعد انتظار قانونی است و آنچه كه موثر بر مواعد قانونى است مبدا ابلاغ راى داورى است و اطلاع نیز ابلاغ محسوب نمى شود و این امر متوقف بر اعتبار امر ابلاغ است و همین كه امر ابلاغ مخدوش و بلا اعتبار شناخته شود آثار مترتب بر امر ابلاغ موقوف مى گردد و در زمره این حكم ماده 3 از قانون داورى تجارى بينالمللی كه داور را مكلف كرده راى را چنانچه طرق خاصی پیش بینی نشده باشد از آن طريق اقدام و تسلیم نماید بنابراین از آنجاییکه طرفین به موجب ماده 7 قرارداد مستند ابرازى كه مورد توافق و تسالم آنان واقع شده آقاى ... را به عنوان داور مرضیالطرفین تعیین كرده اند و ارسال از طريق پست سفارشی دو قبضه را برای ابلاع رای داور پیشبینی نموده اند در نتیجه داور به حكم قانون تكليف داشته رای را وفق توافق از طريق پست به طرفين ابلاغ نمايد بر اين اساس اگرچه داور از طریق دادگاه در پرونده كلاسه ... همان دادگاه راى داور را به طرفین ابلاغ كرده است ليكن اين ابلاغ چون وفق مقررات تبلیغ نشده هر چند مستوجب اطلاع مى شود ليكن منشا اثر قانونی نبوده و ابلاغ مد نظر مقنن محسوب نمیشود. چنين اقدامی باطل و بلااعتبار است. به بیان دیگر دعوی بطلان راى داوری فرغ بر ابلاغ آن میباشد و مادامیکه امر ابلاغ به طرق قانونى صورت نگیرد امكان قانونی جهت رسیدگی به دعوى طرح شده وجود ندارد. بدين ترتيب اين محكمه تجدیدنظرخواهی طرح شده را بر مبناى آنچه كه قلم گرفته شد متکی به ادله قانونی دانسته و آنگاه با اختیارات حاصله از ماده ۳۵۸ مندرج در متن، دادنامه مبحوث عنه را نقض نموده و سپس در اجرای مقررات ماده تذكاريه در متن، قرار عدم استماع دعوی ابتدایی را صادر و اعلام میدارد.راى اصدارى قطعى است.
رییس و مستشار شعبه ۷۹ دادگاه تجديد نظر استان تهران
شماره دادنامه قطعی : ۱۴۰۱۶۸۳۹۰۰۱۵۹۰۳۵۸۳
تاریخ دادنامه قطعی : ۱۴۰۱/۱۰/۱۰
